تبليغاتX
هر چه دوست داری

.:. هر چه دوست داری
   
 
ÂÑÔíæ ãæÖæÚí
ÇãßÇäÇÊ


áíäßÏæäí(íæäÏ åÇí ÑæÒÇäå)


ÊÈáíÛÇÊ



امتحاني
ãæÖæÚ ãØáÈ :
دانلود۱  دانلود ای اچ تی ام ایل

دانلود ۲ دانلود ای اکس ای

دانلود  دانلود ساده با اچ تی ام ایل

دانلود ۱ دانلود با فایل  . ای اکس ای

دانلود ۲ دانلود با فایل و اچ تی ام ایل

 

 

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 |

ãæÖæÚ ãØáÈ :
دانلود

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ جمعه هشتم مهر 1390 |

ãæÖæÚ ãØáÈ :
دانلود12


دانلود 15

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ پنجشنبه هفتم مهر 1390 |

ãæÖæÚ ãØáÈ :
جدید

نیو

دانلود2

 

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ پنجشنبه هفتم مهر 1390 |

ãæÖæÚ ãØáÈ :
دانلود

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ پنجشنبه هفتم مهر 1390 |

ãæÖæÚ ãØáÈ : البوم عکس
دوستت دارم

 

نفرین

 

صیاد

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 |

داستانها کوتا
ãæÖæÚ ãØáÈ : داستانهای کوتاه
 

موشی که شیر را نجات داد

حالا، وقتی شیر با هیبت و دبدبه از میان درختان جنگل میگذرد، نمی توانم نعره های او را که سخت تکان دهنده بودند، به یاد بیاورم.

اما از روی یاد داشت ها حدس میزنم، که آن جریانات، حقیقت بوده، از رویا و افسانه فاصله دارد

شیر، اسیر دام شکاری، شب خوبی نداشت، و از همین رو تا ناوقت ها، نعره های وحشتناکش همه ساکنان جنگل را ناراحت ساخته بود.

موش سپید اندام، که دنگر تحمل بی خوابی را نداشت، از سوراخش جستی زد و فریاد کنان به دیگر حیوانات جنگل گفت:

-" های ! یکی نیست سلطان جنگل را از مرگی که هر لحظه به او نزدیکتر می شود، نجات دهد؟!"

حیوانات انگار در خواب زمستانی رفته بودند که هیچ آوازی از جای بلند نشد. در حقیقت آنها فکر می کردند که شیر از دامی که شکاری آن را از پوست درختان زهر آلود بافته، هرگز نمی تواند رهایی یابد.

موش سپید اندام، خاموشی حیوانات را دید، نزدیک جای رفت که شیر در آنجا اسیر دام شده بود.

شیر وقتی موش را بالای سرش دید، آواز رعد آسایی کشید و گفت:

- آی موش سپید اندام، ترا زهره این که نزدیک من بیایی از کجا شد؟

مگر مرا به بند دیدی که جرات یافتی؟

موش مکثی کرد و گفت:

-" آی سلطان مرا به بزرگی و توان تو باور زیاد است، اما به من بادیده، تحقیر مبین، مباد که من تنها رهایی دهنده تو باشم!"

شیر با همه درد، لبان تشته اش را به لبخندی گشاد و مسخره آمیز گفت:

-" من مرگ را با آغوش گرم می پزیرم، اما رهایی به دست یک موش را نه!"

موش رو کرد به جنگل و دید که از لابلای شاخه ها و برگ ها بسیاری از حیوانات جنگل به آنها چشم دوخته اند.

موش گفت:

-" ای یاران و دوستان سلطان بزرگ که همیشه از او بخشش و شفقت دیده اید، کدام شما به یاری اومی شتابید؟"

چنانکه موش سپید اندام پنداشته بود، هیچ آوازی بلند نشد.

شیر غرید:

-" چرا به کمک من نمی شتابید ای یاران که در روز های بد همیشه به کمک تان شتافته ام."

حیوانات همصدا فریاد کردند:

-" شکاری ترا در دامی که از پوست درختان زهر دار بافته، اسیر کرده است، ما چگونه می توانیم به تو کمک کنیم."

موش سپید اندام قدمی پیش نهاد و با غرور گفت:

-" ای سلطان جنگل! تو همیشه مرا کوچک و حقیر پنداشته ای. اگر پیش روی همه حیوانات جنگل از من خواهان کمک شوی، آنچه از من می آید دریغ نخواهم کرد."

شیر که دیگر هیچ راه حل دیگری را نمی دید با آواز ترحم بر انگیزی گفت:

 -" دیریست به بندی افتاده ام که نیرو و توان مرا کاهش داده است، و صبح هنگام شکاری سر می رسد و من جز به دست تو خلاصی ندارم، پس ای دوست که من بزرگی ات را هیچ گاهی ندیده بودم، به من کمک کن و این بند ها را بگشا!"

موش با سرفرازی قدمی پیش گذاشت و دندان بر طنات های نهاد که همه فکر می کردند به زهر آلوده است.

گوره خری فریاد کنان گفت:

-" ای موش مگر از زندگی ات سیر آمده ای که دهن به زهر می آلایی؟"

موش چیزی نگفت و به جویدن طنابها مشغول شد.

خرگوش معصومانه نالید:

-" تو به من می گفتی، زنده گی زیباست و باید از آن لذت برد، پس چرا زنده گی را چنین ساده می خواهی از دست دهی؟"

گربه گفت:" من دیری منتظر بودم که از لانه برایی، حال خود را به زهر آغشته می کنی!"

موش که کارش ختم شده بود گفت:

-" ای سلطان تو میتوانی از دام بیرون بیایی."

همه منتظر بودن که موش سپید اندام مرگ را به پیش چشمانش ببیند. اما موش که از تمام راز های جنگل پیر آگاه بود، وقتی شیر را دید که با یک جست از دام رهید گفت:

-" من دیده ام که شکاری پیش از بافتن طناب، پوست درخت ها را می شوید، ورنه زهر دستان خودش را می آلاید و بیمار می کند."

شیر که دیگر موش را تنها یک موجود کوچک و حقیر نمی شناخت گفت"

-" ای دوست، تو نه تنها یک قهرمان، بلکه داناترین حیوان نیز هستی! پس از این من به دوستی تو افتخار میکنم."

پس از آن شیر و موش دوست شدند، گربه که نمی توانست دوست سلطان را شکار کند، جنگل را رها کرد و به شهر رو آورد.

از همین جاست که گربه را در شهر زید میبینیم.

 

 

همت پرواز

اژدهای کوچک نمی توانست پرواز کند کوچک بود و هنوز بال های که او را به آسمان ببرد، نداشت.

مادر می گفت: فرزندم، اژدهای کوچکم، نترس، خود را میان امواج باد رها کن، بال هایت را در مقابل باد استوار بگیر،.

تو پرواز خواهی کرد.

اما اژدهای کوچک می ترسید و می گفت: کسی کوچک مثل من پرواز کرده میتواند؟

پروانه، کوچکی که از آنجا میگذشت، حرف های اژدهای را شنید و گفت، پرواز کردن همت بزرگ میخواهد نه جسامت بزرگ.

اژدهای کوچک از حرف های پروانه خوشش آمد و بال گشود به فضای بیکرانه و اولین پروازش را تجربه کرد.

 

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ شنبه بیست و دوم اسفند 1388 |

قرآن و عصر حاضر
ãæÖæÚ ãØáÈ : قرآن و عصر حاضر

 

اشاره قرآن به بمب اتم

خداوند(ج) دعای لوط(ع) را قبول کرد، به هاطر از بین بردی (سدومی ها) سه فرشته را فرستاد.

ملایک به صورت سه جوان بودند.

سدومی ها یک ملت بی اخلاق و بی تربیت بودند.

تمام بی اخلاقی های را که تا آن زمان کسی انجام نداده بود، آنها انجام می دادند.

دزدی، آدم کشی، راه زنی، لواط و امثال آن از فعالیت های روزانه آنها بود.

در آن جامعه آنچنان گمراهانی موجود بود که با دختران و خواهران خود عروسی می کردند.

به خصوص این گناهان خطیر را با بسیار افتخار به دیگران می گفتند.

 الله(ج) سوی آنها لوط(ع) را فرستاد. لوط(ع) مردم را جمع کرد. و آنها را از نتیجه اعمال زشت شان ترساند و عاقبت اعمال بد آنها را گوش زد کرد.

اما آنها را بی اخلاقی های که شایسته عقل انسان نبود، وانمی گذاشت که به دین و انسانیت رو بیاورند. و گفتن اینکث بالای تان فلاکت می آید نیز کدام فایده نداشت و هر چی بیشتر به قهر و غضب می آمدند.

یک روز جمع شده به توافق رسیدند که لوط(ع) و کسانی را که به او ایمان آورده اند از سر زمین و خانه های شان بیرون کنند به خاطری که و جود آنها، سدومی ها را ناراحت می ساخت. آنها از گفتن این هم به حضرت لوط(ع) خود داری نکردند:

ای لوط! اگر تو به گفتار خود صادق هستی. زود عذاب خدای خود را بیار، آن وقت می بینیم.

آنها اصلاح نشدن خود را واضح ساختند. سر انجام لو(ع) دست به طرف آسمان بلند نموده دعا کرد:

الهی! مرا و کسانی را که به من ایمان آورده اند. از شر آنها نجات ده.

خداوند(ج) دعای وی را قبول کرد و چنین فرمود:

ترجمه:

بنا بر این در پاسی از شب خانواده ات را با خود بردار و از اینجا برو و در پس ایشان حرکت کن (تا آنان را بپایی و به شتاب واداری) و کسی از شما به عقب نگاه نکند (تا عذاب قوم را نبیند و ناراحت و پریشان مگردد) و به همان جا که (برابر وحی آسمانی) به شما دستور داده می شود بروید. (سوره الحجر: آیه 65 )

این آیه کریمه نشان دهنده آنست که مومنین چطور نجات یافتند. اما در این آیت اشاره به عصر کنونی نیز موجود می باشد.

آن هم در این آیه: "و کسی از شما به عقب نگاه نکند" است. به خاطر نجان یک لحظه اول می خواهد که از آنجا بیرون روند.

 است. تشکیل (Radiationقسمی که معلوم شده از تآثیر بمب اتم یکی آن تآثیر تشعشع و پرتو افگنی (  

تشعشع یک امر بسیار خطرناک است. در اینجا عذابی را که در مورد آن توضع دادیم می خواهیم که بگوییم آن عذاب می تواند مشابه به ضرر بمب اتم باشد.

می خواهیم اشاره شدن به طرف بمب اتم را تذکر دهیم. در قرآن کریم که به هر علم اشاره شده پس چطور می تواند که به بمب اتم اشاره نشده باشد؟

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ شنبه بیست و دوم اسفند 1388 |

شوخی
ãæÖæÚ ãØáÈ : شوخی

 

آن سر دنیا

روزی دو نفر با هم صحبت میکردند اولی گفت:

من یک روز تصمیم گرفتم به آن سر دنیا بروم. آن قدر رفتم تا رسیدم به آخر دنیا! آنجا یک دیوار خیلی بلند بود.

دومی گفت: خوب پشت دیوار را هم دیدی؟

اولی گفت: نه، نتوانستم.

دومی گفت: خیلی بد شد چون من پشت همان دیوار نشسته و منتظر تو بودم.

 

 

صدای جوشیدن

معلم: آیا میدانی که چرا آب در هنگام جوشیدن صدا میکند؟

متعلم: چون میکروب های که در آب زندگی میکنند، در هنگام جوشیدن در آب میسوزند، گریه میکنند و صدا تولید میکنند.

 

 

 

آب

معلم: بگو که آب چگونه مایع است؟

متعلم: آب مایع بی رنگ است که وقتی بچه ها دست و صورت شان را در آن می شویند، به رنگ سیا در مییاید.

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ شنبه بیست و دوم اسفند 1388 |

سیارات
ãæÖæÚ ãØáÈ : سیارات
 

     خورشید  SUN 

کره ای است از گاز ها سوزان که دارای حرارت و گرمای زیاد است و در مرکز منظومه شمسی قرار دارد.

خورشید در فاصله 149 میلیون کیلو متری زمین واقع شده.

قطرش بیش از صد برابر قطر زمین و جرم مواد موجود در کره خورشید 750 برابر بیشتر از موادی است در نه سیاره و سیارک ها و ستاره های دیباله دار و غیره مربوط به منظومه شمسی است گرمای خورشید در سطح آن 6000 درجه صد بخشی است.

سرعت خورشید در حرکت وضعی خود  در ثانیه 12 مایل و سرعتش در حرکت انتقالی همراه با مجموعه از ستاره گان بدور مرگز کهکشاه راه شیری هر ثانیه 175 مایل میباشد.

خورشید در یکی از بازو های خم شده کهکشان قرار گرفته و در ثانیه 150 مایل به دور هر کهکشان میچرخد. س

 

 

عطارد (تیر)  MERCURY

کوچکترین سیاره منظومه شمسی و نزدیکترین آنها به خورشید است  که 4990 کیلو متر قطر و 9/75 میلیون کیلو متر از خورشید فاصله  دارد.

دارای نیروی جاذبه ضعیف, فاقد جو است و گرمای خیلی شدیدی بر این کره میتابد.

با سرعت 48 کیلو متر در ثانیه هر 88 روز زمین , یک بار به دور خورشید و 58 یا 59 روز یک بار به دور محورش در چرخش است .

قمر و حلقه ای ندارد.

 

 VENUSزهره (ناهید) 

دارای 12180 کیلو متر قطد و در حدود 42 میلیون کیلو متری خورشید تقریبآ دایرهای در گردش است.

یک سال زهره 225 روز زمین و متوسط حرارتش 427 درجه صد بخشی است.

جو زهره از کربن دی اکسید، نیتروزن، ارگون و بخار آب تشکیل گردیده است.

و اکسیژن دارد و از لحاظ شدت گرما و نبودن اکسیژن زندگی برای جانداران غیر قابل تحمل است.

زهره 6 بار درخشانتر از مشتری و درخشانترین سیاره آسمان است.

جو، قمر و حلقه ای ندارد.

 

 EARTHزمین  

در 149 میلیون کیلو متری خورشید قرار دارد در مداری بیضی شکل در هر 365 و یکچهارم روز، و دور محور خود هر 23 ساعت 56 دقیقه و 4 ثانیه در گردش است.

قطر کره زمین در خط استوا 12756 کیلو متر است.

از لحاظ بزرگی در میان سیارات منظومه خورشیدی مقام پنجم را دارد و در هر ساعت 108000 کیلو متر بدور کره خورشید در حرکت است و در حدود 6/6 (600000000000000000000) سکستیلیون وزن و حدود 510 میلیون کیلو متر مربع مساحت دارد که حدود سه چهارمش پوشیده از آب است.

کره زمین در حدود 6/4 میلیارد سال پیش پدید آمد.

حرکت وضعیش از غرب به شرق ساعتی 39500 کیلو متر می باشد.

دارای جوی به قطر حدود 800 کیلو متر و دارای یک قمر با اندازه یک هفتم کره زمین می باشد.

 

  MRASمریخ (بهرام)

از زمین، سرخ فام دیده می شود و چهارمین سیاره (از لحاظ نزدیکی به خورشید) و در فاصله 7/227 میلیون کیلو متری خورشید و در 560 میلیون کیلو متری کره زمین است دارای 6760 کیلو متر قطر می باشد هر 687 روز زمین، یک بار به دور خورشید می چرخد، حدود یک چهارم زمین است حجم و حدود یک دهم زمین وزن و دو قمر دارد.

جو مریخ فاقد اکسیژن و سرد تر از کره زمین است و کلاهک سفیدی در قطبهایش دیده می شود.

دما در نزدیکی استوای مریخ حدود 10 درجه صد بخشی است.

دو قمر دارد اما حلقه ندارد.

سیارات بعدی به زودی........

ÇÑÓÇá ÔÏå ÊæÓØ:عبدالله ÏÑ شنبه بیست و دوم اسفند 1388 |
ãØÇáÈ ÐÔÊå
امتحاني
داستانها کوتا
قرآن و عصر حاضر
شوخی
سیارات
ÂãÇÑ ßáí æÈáǐ
ÏÑÈÇÑå æÈáǐ

درد و رنج آمد در زندگی به جانم
گه گریه و گه خنده زد آتش به جهانم

شعر آمد و تحریر نمود درد دلم را
شعر آمد و آرامش بر روح و روانم

با احترام "عبدالله"


abdullahkhalili77@yahoo.com

ÂãÇÑ æÈáǐ
ÏÑÌ ßÏ ãÑ龯 Èå ÂãÇÑ æÈáǐ


ÇØáÇÚÇÊ ÈíÔÊÑ

PageRank
ÂÑÔíæ ãÇåÇäå
11/22/2011 - 12/21/2011
9/23/2011 - 10/22/2011
7/23/2010 - 8/22/2010
2/20/2010 - 3/20/2010
12/22/2009 - 1/20/2010

žCopyRight © 2008 - 2009 by http://hearth.blogfa.com . Allreserved
This Template Transporting For BlogFa By WorldTemp.MihanBlog.Com And Special Thanks To Milad Mahdavi